بدن، علائم و داروخانه؛ واژگانِ سلامت
در آلمان، داروخانه (Apotheke — با علامتِ A سرخ!) جای نسخهها و مشاورهٔ دارویی است؛ Drogerie (dm/Rossmann) فقط محصولاتِ بهداشتی. برای سرماخوردگی: „Etwas gegen Erkältung, bitte“ — و داروخانهٔ آلمانی با سوالهای دقیق (برای کی؟ چند ساله؟ حساسیت؟) بهترینِ دنیاست.
سرماخوردگی در مهاجرت، اتفاقِ قطعی است — هوای جدید، ویروسهای جدید، استرسِ جدید! و اولین جایی که میروی Apotheke است: داروخانهٔ آلمانی که هم مدرکدار و مشاور است، هم فقط «دارو» میفروشد (نه عطر نه رژلب!). این درس واژگانِ بدن و علائم را کامل میکند و مکالمهٔ کاملِ داروخانه را میسازد.
یک تفاوتِ فرهنگیِ مهم: در ایران سرِ داروخانه نسخهٔ خودسرانه میگیریم؛ در آلمان، داروخانهدار سوالهای دقیق میپرسد و «پیشنهادِ آگاهانه» میدهد — جوابهای صادقانه بده تا بهترین قرص/شربت را بگیری!
بدن؛ نقشهٔ کامل
| عضو | آلمانی | جملهٔ درد/مشکل |
|---|---|---|
| سر | der Kopf | Mir tut der Kopf weh. |
| گلو | der Hals | Ich habe Halsschmerzen. |
| گوش | das Ohr | Mein Ohr tut weh. |
| بینی | die Nase | Meine Nase ist verstopft. (گرفته) |
| سینه | die Brust | Ich habe Schmerzen in der Brust. |
| شکم | der Bauch | Mein Bauch tut weh. |
| کمر | der Rücken | Ich habe Rückenschmerzen. |
| دست/بازو | die Hand / der Arm | Mein Handgelenk ist geschwollen. (مچ ورم کرده) |
| پا | das Bein / der Fuß | Mein Fuß tut weh. |
| پوست | die Haut | Ich habe einen Hautausschlag. (جوش/حساسیت) |
سه صفتِ کلیدیِ وضعیت: geschwollen (ورمکرده)، rot (قرمز)، verspannt (خشک/گرفته — عضله!). و واژههای سرماخوردگی: die Erkältung (سرماخوردگی)، der Schnupfen (آبریزشِ بینی)، der Husten (سرفه)، das Fieber (تب)، die Grippe (آنفلوانزا — سنگینتر از سرماخوردگی!).
گفتگو: در داروخانه — سه سوالِ ثابت
واژههای دارو و دستورِ مصرف
| واژه | معنی | جمله |
|---|---|---|
| die Tablette | قرص | Nehmen Sie eine Tablette. |
| das Sirup / der Saft | شربت | Ein Löffel dreimal täglich. |
| das Spray | اسپری | Zweimal täglich in jede Nase. |
| die Salbe | پماد | Tragen Sie die Salbe dünn auf. |
| rezeptfrei / rezeptpflichtig | بدون نسخه / با نسخه | Das ist rezeptpflichtig. (نسخه لازم دارد) |
| die Einnahme | مصرف | Vor oder nach dem Essen? (قبل یا بعد غذا؟) |
| die Packungsbeilage | دستورِ داخلِ جعبه | Lesen Sie die Packungsbeilage. (بخوانیدش!) |
قاعدهٔ آلمانیِ جدی: آنتیبیوتیک فقط با نسخه و داروخانهدارها بهسختی قرصِ قوی بدونِ نیاز میدهند — «چیزی قویتر دارید؟» جوابش معمولاً «قویترینِ لازمِ شما همین است!» است. اعتماد کن؛ دانششان واقعی است!
گرامرِ عمیقتر: جملههای بیمه/دارو با برایِ کسی — für + Akkusativ
قالبِ «برای کی؟» در داروخانه و مطب همهجا هست: für mich (برای خودم)، für mein Kind (برای بچهام)، für meine Frau (برای همسرم). و اگر برای کسی دیگری میخری، داروخانهدار حتماً میپرسد: „Ist das für einen Erwachsenen oder ein Kind?“ (بزرگسال است یا بچه؟) — چون دوز فرق دارد. قالبِ جواب: „Für einen Erwachsenen, 34 Jahre, ca. 75 Kilo“ — همین سه عدد، دوزِ درست را میسازد!
اشتباههای رایجِ فارسیزبانها در همین درس
این بخش را با یک قرارداد بخوان: هر ❌ یعنی «مغزِ فارسیزبانت این را میسازد و طبیعی است»، و هر ✅ یعنی «این همان چیزی است که گیرندهٔ آلمانیزبان میشنود». با هر جفت بلند تکرار کن تا شکلِ درست در گوشت نشست کند.
تمرینهای این درس — چهار قدم، بیعجله
تمرینِ سلامت با «پروندهٔ خانواده»:
- ده عضوِ بدن را با جملهٔ دردش بگو — نصف با mir tut، نصف با ich habe … schmerzen.
- دیالوگِ داروخانه را برای خودت اجرا کن؛ بعد برای بچهای خیالی — با جملهٔ für + سن.
- دستورِ مصرفِ خیالی را با زبانِ خودت بازگو کن: dreimal täglich، nach dem Essen، zehn Tage.
- سه جملهٔ «وضعیت» را قفل کن: سردم است، حالم بد است، تب دارم — چون در داروخانه و مطب و ایستگاهِ اسکیت(!) لازم میشوند.
پاسخ تمرینها — اول خودت جواب بده، بعد باز کن
پاسخ تمرین ۱
پاسخ تمرین ۲
پاسخ تمرین ۳
پاسخ تمرین ۴
چالشِ امروز
🎯 امروز پنج عضو/علائمی که در خانوادهات واقعاً رایج است را با جملهٔ آلمانیشان در آپورد ذخیره کن — پروندهٔ سلامتِ شخصی، پیش از موعد ساخته شود. و قدم بعدیِ واقعی: نزدیکترین Apotheke به خانهات را روی نقشه پیدا کن!
نکات مکالمهٔ واقعی که کتابها کم میگویند
- علامتِ A سرخِ نئون = داروخانهٔ واقعی — dm و Rossmann داروخانه نیستند (Drogerie)! در شبها و یکشنبهها، فقط «Notdienst-Apotheke»های شیفتدار بازند — لیستشان در هر داروخانهی بسته چسبانده و سایتِFIXME داروخانهٔ شهر هم دارد.
- داروی ضدحساسیتِ فصلی بدونِ نسخه است — „Etwas gegen Heuschnupfen?“ (برای حساسیتِ فصلی) و اگر خوابآلوده (müde machend) نمیخواهی: „Nichts Müde machendes, bitte — ich muss arbeiten!“ — جملهٔ جادوییِ فصلیِ برنامهنویسها!
- Teetabletten و Zink و «دستورِ آلمانیِ خانگی» — آلمانیها برای سرماخوردگی عاشقِ داروهایِ ملایماند: چایِ دارویی، عسل، بخور. اگر پرسیدند „Haben Sie schon etwas genommen?“ جوابِ «Nur Tee» کاملاً محترمانه است — خانهدرمانیِ آلمانی از چای شروع میشود!
Apotheke (علامتِ A) جای دارو و مشاوره است؛ Drogerie نه. قالبِ طلایی: „Etwas gegen …, bitte“ + جوابِ صادقانه به سه سوال (برای کی؟ داروی دیگر؟ حساسیت؟). درد با mir tut … weh، وضعیت با Mir ist kalt/schlecht و آنتیبیوتیک فقط با نسخه.