آموزش زبان آلمانی (دورهٔ ۹۰ روزه) · درس ۴۴ از ۹۰

آلمانیِ ابزارها؛ گیت و ترمینال در جملهٔ آلمانی

⚡ پاسخ کوتاه

قانونِ طلاییِ زبانِ فنیِ آلمانی: ابزار انگلیسی می‌ماند، جمله آلمانی می‌شود! „Ich rebase den Branch“ (برنچ را ریبیس می‌کنم)، „Der Container läuft nicht“ (کانتینر اجرا نمی‌شود). واژه‌هایِ فنی را با حرفِ تعریفِ آلمانی‌شان یاد بگیر: der Branch، das Commit، der Container، die Pipeline.

درس ۴۴ از ۹۰ — آلمانیِ ابزارها؛ گیت و ترمینال در جملهٔ آلمانی

نیم‌فصلِ کوتاه اما لذت‌بخشِ فاز ۳: واژه‌هایِ فنی‌ای که هر روز می‌گویی — این‌بار در قالبِ جملهٔ آلمانی! واقعیتِ تیم‌هایِ آلمانی: کد و ابزار انگلیسی‌اند، گفتگو آلمانی — و این ترکیب، بهترین خبرِ دنیا برای توست: نیمی از واژگان را از قبل بلدی!

این درس آن نیمهٔ آماده را قاعده‌مند می‌کند: هر ابزار، حرفِ تعریفِ آلمانی دارد (der Commit? das Commit?)، هر فعلِ فنی صرف می‌شود (ich commite? ich committe?) و جمله‌ی کامل ساخته می‌شود. بعد از این درس، جمله‌هایِ فنی‌ات «تمیزِ دو‌زبانه» می‌شوند!

گیت به آلمانی؛ جدولِ طلایی

واژه حرفِ تعریف جملهٔ آلمانی
der Branch der Ich erstelle einen neuen Branch.
das Commit das Das Commit ist zu groß.
der Pull-Request der Der PR ist ready fürs Review.
der Merge der Der Merge hat geklappt.
der Konflikt der Ich löse gerade die Konflikte.
der Rebase der Ich rebase auf main.
der Push/Pull der Mach erst mal einen Pull.
das Repository (Repo) das Das Repo liegt auf GitLab.

فعل‌ساختن هم قاعده دارد: commiten/committen (کامیت‌کردن: „Ich commite die Änderungen“)، mergen، pushen، pullen، rebasen — مصدرِ آلمانی با -en و صرفِ کامل! «Hast du schon gepusht?» (پوش کردی؟) — جملهٔ هزاربارِ روزانهٔ تیمِ آلمانی!

ترمینال، داکر و IDE؛ ابزارها در جمله

Ich starte den Container neu. — Welcher Port ist gemappt?کانتینر را ری‌استارت می‌کنم. — کدام پورت مپ شده؟ — der Port، gemappt: واژه‌هایِ داکریِ آلمانی‌شده!
Das Skript läuft nicht. Die Rechte fehlen — chmod fehlt.اسکریپت اجرا نمی‌شود. مجوزها کم است — chmod لازم است. — das Skript، die Rechte (مجوزها!)
Bei mir lokal läuft alles, nur in der CI nicht.لوکالِ من همه‌چیز اجرا می‌شود، فقط در CI نه. — «bei mir lokal» = سطرِ اولِ هر باگِ CI در آلمان! 😄
Die IDE frisst zu viel RAM. Ich restarte sie mal.IDE رم زیادی می‌خورَد. یک بار ری‌استارتش می‌کنم. — fressen = خوردنِ حیوانی — شوخیِ فنیِ محبوب برای برنامه‌هایِ پرخور!

گفتگو: هفت‌جمله‌ایِ گیتِ روزانه

یک روزِ کاریِ گیت‌محور، فقط با هفت جملهٔ آلمانی — این‌ها را از حفظ کن:

Ich erstelle einen Branch für das Feature.برای فیچر یک برنچ می‌سازم.
Hast du schon gepusht? Ich kann den Branch nicht sehen.پوش کردی؟ برنچ را نمی‌بینم.
Es gibt einen Merge-Konflikt in der Datei. Ich löse ihn gleich.در فایل تضادِ مرج هست. الان حلش می‌کنم.
Der Build ist rot — der Test bricht ab.بیلد قرمز است — تست قطع می‌شود. — abbrechen = قطع‌شدن؛ جدانشدنی!
Ich habe den Fix committet und gepusht. Der PR ist fertig fürs Review.فیکس را کامیت و پوش کردم. PR برای ریویو آماده است.
Zwei Approves sind da — wir können mergen!دو تأیید هست — می‌توانیم مرج کنیم!
Kannst du kurz rebasen? main ist weiter.می‌توانی کوتاه ریبیس کنی؟ main جلوتر رفته. — جملهٔ آخرِ هر PR که چند روز مانده!

گرامرِ عمیق‌تر: فعل‌هایِ خارجی — صرفِ آلمانیِ مصدرِ انگلیسی

قاعدهٔ ساختِ فعل از واژهٔ انگلیسی: مصدر + -en/-n و صرفِ کاملِ آلمانی! deployen: ich deploye، du deployst، er deployt، wir deployen — و Perfekt (درس ۷۳): Ich habe deployt. همین برای: testen، fixen (kürzer als „reparieren“!), reviewen، mergen، pushen. یک استثنای محبوب: checken (چک‌کردن) آن‌قدر جاافتاده که «Check das mal!» (چکش کن!) جملهٔ رسمیِ هر تیمِ آلمانی است — از شروع‌کار تا امروز!

اشتباه‌های رایجِ فارسی‌زبان‌ها در همین درس

این بخش را با یک قرارداد بخوان: هر ❌ یعنی «مغزِ فارسی‌زبانت این را می‌سازد و طبیعی است»، و هر ✅ یعنی «این همان چیزی است که گیرندهٔ آلمانی‌زبان می‌شنود». با هر جفت بلند تکرار کن تا شکلِ درست در گوشت نشست کند.

❌ Ich mache ein Commit. / Ich mache einen Push.❌ «ماکِ» انگلیسیِ ساختگی! آلمانی‌ها مستقیم فعل می‌سازند: commiten، pushen.
✅ Ich commite / Ich pushe / Ich pushe die Änderungen.✅ شکل درست را دو بار بلند بگو؛ حالا یک بار در یک جملهٔ خودت.
❌ die Commit (جنسیت)❌ جنسیتِ واژه‌هایِ فنی را حس می‌زنیم — جدولِ درس را قفل کن: das Commit، der Branch!
✅ das Commit ist klein und fokussiert. Der Branch ist aktuell.✅ شکل درست را دو بار بلند بگو؛ حالا یک بار در یک جملهٔ خودت.
❌ Der Server ist gecrashed. (مخلوطِ انگلیسیِ شکسته)❌ فعلِ crash در آلمانیِ فنی: crashen → ist gecrasht (با sein!) — قالبش را درست بگو!
✅ Der Server ist gecrasht. / Der Server crasht ständig.✅ شکل درست را دو بار بلند بگو؛ حالا یک بار در یک جملهٔ خودت.

تمرین‌های این درس — چهار قدم، بی‌عجله

تمرین: روزِ گیتِ خودت را به آلمانی بگردان:

  1. هفت‌جمله‌ایِ گیت را برای یک کارِ واقعیِ امروزت اجرا کن — با نامِ برنچِ واقعی!
  2. پنج فعلِ فنی را صرف کن: ich deploye، du testest… یک ضمیرِ هر فعل.
  3. سه جملهٔ داکری با واژگانِ درس بساز: کانتینر، پورت، لاگ.
  4. یک جملهٔ «bei mir lokal» بساز — سوپرقدرتِ همدردیِ فنیِ آلمانی!

پاسخ تمرین‌ها — اول خودت جواب بده، بعد باز کن

پاسخ تمرین ۱
„Ich erstelle einen Branch für feature/login-fix. Ich commite die Änderungen und pushe. Der PR ist fertig fürs Review. Zwei Approves — wir mergen!“ — روزِ کاملِ گیت در پنج جملهٔ آلمانی!
پاسخ تمرین ۲
ich deploye · du testest · er fixt · wir reviewen · ihr pusht — پنج فعل × پنج ضمیر؛ اگر روان آمد، صرفِ فعلِ فنی‌ات تمام است!
پاسخ تمرین ۳
„Der Container läuft nicht. Welcher Port ist gemappt? Schau mal in die Logs!“ — سه جملهٔ داکری که هر روزِ DevOps آلمان می‌بینی!
پاسخ تمرین ۴
„Bei mir lokal läuft alles — nur in der CI bricht der Test ab.“ — جملهٔ مقدسِ دولوپرِ آلمانی! اگر این را با لبخندِ کم بگویی، عضویتت در فرهنگِ فنیِ تیم قطعی شد 😄

چالشِ امروز

🎯 امروز هر دستورِ فنی که می‌زنی (گیت، داکر، تست!) را با جملهٔ آلمانی‌اش زیر صدات بگو: „Ich pushe jetzt.“ — „Ich rebase auf main.“ صد دستور، صد جمله — این شدتِ تکرار، شیرین‌ترین تمرینِ زبانِ فنیِ دنیاست!

نکات مکالمهٔ واقعی که کتاب‌ها کم می‌گویند

  • واژه‌هایِ فنی را با تعریفِشان حفظ کن، مثل اسم‌های معمولی — der Commit، das Deployment، die Pipeline: در جمله، تعریفشان صرف می‌شود (einen Commit، das Deployment، die Pipeline) — پس از اول با تعریف یادشان بگیر! (درس ۱۰ یادت هست!)
  • «mal»، نرم‌کنندهٔ مقدسِ دستورهایِ فنی — „Schau mal“ (یه نگاه بنداز)، „Warte mal“ (یه لحظه صبر کن)، „Teste mal“ (یه تست بزن) — بدونِ mal دستور است؛ با mal، همکاری! این دو حرف را به همهٔ دستورهایت اضافه کن!
  • صد درصدِ این درس را در اولین هفتهٔ کاری می‌خواهی — تیم‌هایِ آلمانیِ فنی، پر از همین جمله‌ها هستند: commiten، mergen، „Check das mal!“ — پس این درس را جدی‌تر از بقیه تکرین کن؛ بازدهی‌اش در هفتهٔ اولِ کارِ آلمانی‌ات انفجاری است!
🔑 جمع‌بندی این درس

قانونِ زبانِ فنیِ آلمانی: واژهٔ ابزار انگلیسی می‌ماند (der Branch، das Commit، die Pipeline)، فعل با -en ساخته و آلمانی صرف می‌شود (ich pushe، du mergst). «Check das mal!», «Hast du schon gepusht?» و «Bei mir lokal läuft alles» — سه جملهٔ عضویتت در فرهنگِ فنیِ آلمان!

پرسش‌های رایج

آلمانی‌هایِ فنی هم انگلیسی حرف می‌زنند دیگر؟ چرا آلمانی بلد باشم؟
در تیم‌هایِ بین‌المللی بله — ولی سه لحظهٔ همیشگی آلمانی می‌مانند: استندآپ و ناهار (گفتگویِ خودمانی)، گفتگو با مدیر محصول/مشتریِ آلمانی، و جلسه‌هایِ داخلیِ بخش‌هایِ غیرفنی (HR، اجرا، فروش). آلمانیِ فنیِ تو = دسترسیِ کامل به شرکت، نه فقط به کد!
برای مصاحبهٔ فنی به آلمانی، همین کافی است؟
برای «شروعِ کار» بله — استندآپ، ریویو، چت. برای مصاحبهٔ کامل: درس ۴۹ (مصاحبهٔ فنی) عمیق‌تر می‌رود: توضیحِ پروژه، سوال‌هایِ سیستم‌دیزاین و رفتاری به آلمانی. این درس، آجرها را می‌دهد؛ آن درس، ساختمان را!

آلمانی را همین امروز در گوشی‌ات تمرین کن

واژه‌های این درس را هر جا که دیدی با منوی «ذخیره در آپ‌ورد» به فلش‌کارت‌هایت اضافه کن؛ الگوریتم مرور فاصله‌دار سرِ موعد یادآوری‌شان می‌کند، تلفظ‌شان را با صدای آلمانی می‌شنوی و در مکالمهٔ هوش مصنوعی همان‌جا که لازم است استفاده‌شان می‌کنی.