این، آن، اینجا و آنجا؛ اشارهکردن به انگلیسی + a/an
اشارهکردن انگلیسی دو فاصله و دو عدد دارد: نزدیکِ مفرد this (این)، نزدیکِ جمع these (اینها)، دورِ مفرد that (آن)، دورِ جمع those (آنها) — و مکانها here (اینجا) و there (آنجا). کنارش، اولین حرف تعریف را میگیری: a قبل از صدای همخوان (a book) و an قبل از صدای واکه (an app).
در مغازه، دفتر، آشپزخانهٔ اشتراکی — همهجا اولین جملههایت با انگشتکردن شروع میشود: «این چنده؟» «آن مال کیه؟» «اینها رو میخوام.» انگلیسی برای اشاره، فاصله و تعداد را در خود کلمه جمع میکند؛ یعنی باید بین نزدیک/دور و مفرد/جمع انتخاب کنی و همین انتخابها را این درس تمرین میکند.
همین درس اولین «حرف تعریف» را هم معرفی میکند — a/an که معادل «یکی از...» است. هنوز سراغ the نمیرویم (درس ۱۲ میرسد)؛ فعلاً a/an برای شروع کافی است چون هر شیءِ تازهای که وارد گفتگو میشود با آن معرفی میشود.
چهار کلمهٔ اشاره + دو مکان
| فاصله | مفرد | جمع | نمونه |
|---|---|---|---|
| نزدیک (دسترس) | this | these | This is my phone. These are my keys. |
| دور | that | those | That is our office. Those are the servers. |
here و there همین فاصله را برای مکان میسازند: Come here, please (بیا اینجا) · The manager is over there (مدیر آنور است). ترکیب پرکاربرد در دفتر: The printer is over there, next to the window. — «over» به اینجاها حسِ «اونورِ مشخص» میدهد. وقتی جایی تازه میروی و آدرسِ چیزها را میپرسی، همین شش کلمه کل مکالمهات را نجات میدهد: Where is the meeting room? — It is over there.
a/an؛ «یکی از» چیزی که تازه وارد بحث شد
وقتی چیزی برای اولین بار وارد گفتگو میشود، انگلیسی با a/an معرفیاش میکند: I have a question. · She is an engineer. · We need a bigger table. انتخاب بین a و an به «صدا» بستگی دارد نه حرف: a + صدای همخوان (a book, a university — چون u اینجا «یو» تلفظ میشود)، an + صدای واکه (an app, an hour — چون h بیصداست و شروع با «آ» است). پس همیشه تلفظ را گوش کن، املای حرف اول را نه.
| بعدش | چرا | مثال |
|---|---|---|
| a | صدای همخوان | a job, a meeting, a user (یوزر) |
| an | صدای واکه | an email, an hour, an MBA (امبیاِی) |
کاربرد طلایی a/an در «شغل و نقش»: برخلاف فارسی که میگوییم «من برنامهنویسام» بدون حرف تعریف، انگلیسی میخواهد: I am a developer. He is an intern. فراموشکردن همین a/an در معرفیِ شغل، شاخصترین نشانهٔ جملهسازیِ تحتتأثیرِ زبان مادری است — و اصلاحش یک ثانیه وقت میگیرد.
جملههای آمادهٔ «همان روز اول»
این ترکیبها را همین امروز صدا کن: مغازه: How much is this? · Can I see that one? · دفتر: This desk is free? Is this the right cable? · خانه: Is this the remote? Where does this go?. دقت کن که برای پرسیدنِ «این چنده؟» دقیقتر میگوییم What is this? (چیه؟) و برای قیمت How much is this? (چنده؟). این دو را با هم قاطی نکن؛ اولی هویت میپرسد، دومی قیمت.
گفتگو: در دفترِ تجهیزاتِ اداری
صحنه: انبارِ اداری. دنبالِ تجهیزاتِ روزِ اولِ کار هستی.
بازیِ this/these/that/those را در گفتگو ببین: نزدیکها با this/these، دورها با that/those. جملهٔ «Welcome aboard» را به جعبهٔ خوشآمدگوییهایت اضافه کن — در روزِ اولِ هر شغلی میشنویاش.
تمرینِ درس ۶
- پنج شیء اطرافت را با this/that + a/an توصیف کن: «This is a mechanical keyboard.»
- سه جملهٔ جمع با these/those دربارهٔ وسایلِ اتاقت.
- برای هر شغلی که دوست داری، جملهٔ a/an بساز: «I want to be a… / an…».
گرامرِ عمیقتر: this is it و one یا این؟
برای انتخابِ میانِ چند تا، one جای اسمِ تکرار مینشیند: "Which one? The black one or the blue one?" (کدوم؟ مشکی یا آبی؟) — one هیچوقت با this/that نمیآید اما به آنها پشت میدهد: «this one» (این یکی). و ترکیبهای مقدسِ اشاره: This is it (همینه! — لحظهٔ موفقیت), That's that (همین داستان بود — بستن), It's this one here (همین که اینجاست). و اینجا یک تلهٔ باقیمانده از فارسی: «این یکی رو میخوام» ← I'll take this one — هرگز «I take this» بدونِ one و بدونِ فعلِ برداشتن!
اشتباههای رایجِ فارسیزبانها در همین درس
این بخش را با یک قرارداد بخوان: هر ❌ یعنی «مغزِ فارسیزبانت این را میسازد و طبیعی است»، و هر ✅ یعنی «این همان چیزی است که گیرندهٔ انگلیسیزبان میشنود». خطاها اثرِ مستقیمِ ترجمهٔ ذهنیِ فارسی به انگلیسیاند؛ با هر جفت بلند تکرار کن تا شکلِ درست در گوشت نشست کند.
تمرینهای این درس — چهار قدم، بیعجله
اشارهکردن مهارتِ چشم و دست هم هست؛ تمرینها را اگر ممکن است با اشیای واقعیِ دور و برت اجرا کن.
- کدام را برای صندوقِ پستی میگویی: this یا that؟ (چیزی که دستت به آن نمیرسد)
- جای خالی: «___ shoes here are new — I bought ___ yesterday.» (دو اشاره: نزدیک/دور)
- a یا an؟ «an hour» یا «a hour»؟
- جملهٔ مؤدبانهٔ درخواست بساز با that + pass.
پاسخ تمرینها — اول خودت جواب بده، بعد باز کن
پاسخ تمرین ۱
پاسخ تمرین ۲
پاسخ تمرین ۳
پاسخ تمرین ۴
چالشِ امروز
🎯 پنج چیزِ دور و برت را با اشارههای درست نام ببر — دو this، دو that، یک these — و جملههایت را با یک صفت کوتاه تزئین کن ("This cup is cold").
نکات مکالمهٔ واقعی که کتابها کم میگویند
- one را جای اسمِ تکرار بگذار — the big one / the red one — جوابِ کوتاهِ «کدوم؟» همیشه با one ساخته میشود.
- This is it را جا بنداز — لحظهٔ پیداشدن، موفقیت و تصمیم — «This is it!» سهکلمهای که همهٔ فیلمها از آن استفاده میکنند، تو هم استفاده کن.
- I'll take this one — جملهٔ خریدِ کامل: فعل + one — همین قالب، هر مغازهای را میبندد.
اشاره انگلیسی = فاصله × تعداد: this/these نزدیک، that/those دور؛ مکان با here/there و over there. هر شیءِ تازه با a/an وارد میشود (a + همخوان، an + واکه) و شغلها همیشه با a/an معرفی میشوند: I am a developer. شش کلمهٔ اشاره + دو حرف تعریف، بیش از نصف جملههای «روزهای اول» را پوشش میدهند.