آموزش زبان انگلیسی (دورهٔ ۹۰ درسی) · درس ۵۸ از ۹۰

اسکرام و اژایل؛ واژگانِ sprint، backlog و retrospective

⚡ پاسخ کوتاه

اژایل، زبانِ مدیریتِ کارِ فنی است: کارها story و task می‌شوند، sprintها دو-هفته‌ای‌اند، تخمین story point دارد و جلسه‌ها نام‌های خاص: planning, review, retro. این درس نقشهٔ کامل را با جمله‌های روزِ sprint می‌دهد — از «بگیرم این استوری را؟» تا «در رترو، یک نکتهٔ خنده دارم:».

درس ۵۸ از ۹۰ — اسکرام و اژایل؛ واژگانِ sprint، backlog و retrospective

اژایل/اسکرام، دینِ رایجِ تیم‌های نرم‌افزاری است — و مثل هر دینی، واژگانش را باید از روزِ اول درست بلد باشی وگرنه جلسات، به آیینِ ناشناخته می‌مانند. خبرِ خوب: مفهوم‌ها ساده‌اند و جمله‌هایشان ثابت؛ خبرِ سخت: تفاوتِ «معنیِ درست» حیاتی است — مثلاً «spike» هیچ ربطی به سیخ ندارد!

این درس، فرهنگِ اسکرام را ترجمه نمی‌کند (آن کارِ درسِ دومِ اسکرام در تیم است) — واژه و جمله را می‌دهد تا در اولین planning، رأی و نظر بدهی نه فقط تماشا کنی.

واژه‌نامهٔ اسکرام؛ از backlog تا velocity

واژه معنی جمله
backlog انبارِ کارهای در انتظار Let's groom the backlog before planning.
sprint چرخهٔ کارِ ۱-۴ هفته‌ای This sprint ends on Friday.
story / user story یک واحدِ کارِ کاربر-محور I'll pick up the login story.
story points واحدِ تخمینِ سختی It's a 5-pointer — mid complexity.
velocity سرعتِ متوسطِ تیم در sprint Our velocity is around 40 points.
scope creep وسیع‌شدنِ بی‌ضابطهٔ کار Careful — that's scope creep.
spike تحقیقِ کوچکِ زمان‌دار Let's do a one-day spike on the new queue.
epic استوریِ بزرگِ چندپاره Payments is an epic — we'll split it.
acceptance criteria معیارهای پذیرش The story meets the acceptance criteria.
carry-over کارِ به‌عقب‌افتاده از sprint قبل Two carry-overs from last sprint.

جمله‌های روزِ sprint: برداشتنِ کار: "I'll take the notifications story." · پیشنهادِ کوچک‌کردن: "This story is too big — can we split it?" · اعلامِ خطرِ وقت: "I don't think this fits in the sprint — can it move to next?" و خطرِ اضافه‌کاری: "Adding this now means dropping something — what do we cut?" — جملهٔ آخر، مقدس‌ترین جملهٔ اژایل سالم است.

جلسه‌های سه‌گانه؛ planning, review, retro

Planning (برنامه‌ریزی): تخمین و برداشتنِ sprint. جمله‌های تو: "How many points is this, ballpark?" (بالاترین حدوده چقدره؟) · "I'm at capacity — anything more and quality drops." Review (نمایش): دموی کارِ تمام‌شده. جمله: "Today I'll demo the new checkout — two minutes, no slides." Retro (بازاندیشی): چه خوب بود/بد/بهتر؟ سه قالبِ محترمانه: "One thing that worked: the pairing sessions." · "One thing to improve: our standups are drifting into problem-solving." · "One experiment for next sprint: let's try async standup twice a week." — «worked / to improve / experiment»، سه‌لایهٔ رتروی بی‌اتهام.

In the retro I'd like to raise one thing: the flaky tests are eating our time. Suggest we timebox a fix-sprint.توی رترو می‌خوام یه نکته مطرح کنم: تست‌های بی‌ثبات وقتِ ما رو می‌خورن. پیشنهاد می‌کنم یه اسپرینتِ فیکس با سقفِ وقت بذاریم.

کلماتی که فقط در اژایل زندگی می‌کنند

چهار اصطلاحِ قبیله‌ای که بیرونِ اسکرام معنا ندارند اما داخلش هر روز می‌آیند: grooming/refining the backlog (مرتب‌کردنِ انبار — شکستنِ استوری‌های بزرگ و روشن‌کردنِ مبهم‌ها), swarming (همه روی یک استوری سقوط می‌کنند تا تمام شود), blocker bash (جلسهٔ سریعِ رفعِ بلوکرها), و chicken and pig (تفکیکِ قدیمیِ «درگیر vs ذی‌نفع» — امروزه کمتر گفته می‌شود ولی در رتروهای قدیمی می‌شنوی). و امانتِ ترجمه: sprint را ترجمه نکن — «اسپرینت» بگو؛ این واژه‌ها در فارسیِ فنی هم همین‌طور زنده‌اند.

گرامرِ عمیق‌تر: رجیسترِ تخمین و پرسشِ planning

پلنینگ، زبانِ پرسشِ کارشکن است: How big is this, ballpark? (بالایِ سرِ‌حرفِ چند؟), What's the riskiest part? (پرریسک‌ترینش کجاست؟), What's our confidence — gut or data? (اطمینانمون چقدره — حدسه یا داده؟). برای تخمینِ جمعی: Let's play planning poker (پوکرِ پلنینگ بازی کنیم) و اختلاف: "We're a 3 and an 8 apart — let's talk for two minutes." و پذیرشِ استوری: "Definition of done — tests, docs, deployed to staging" — جملهٔ پذیرش، قراردادِ ریزِ هر اسپرینت است.

This story looks small, but the riskiest part is the vendor's undocumented API. I'd rather spike it for a day than commit to points we can't defend.این استوری کوچیک به نظر می‌رسه، ولی پرریسک‌ترینش API بی‌داکِ فروشنده‌ست. ترجیح می‌دم یه روز اسپایکش کنم تا اینکه امتیازی بدم که قابلِ دفاع نیست.

گفتگو: پلنینگ و سوالِ اسکوپ

PM: Can we fit the export feature this sprint? — You: Ballpark, five points on its own. Adding it means dropping the bugfix batch — which one wins?PM: فیچرِ خروجی رو می‌شه این اسپرینت جا داد؟ — تو: حدوداً پنج امتیازِ تنها. اضافه‌کردنش یعنی حذفِ دستهٔ فیکس‌ها — کدوم ببره؟
PM: Bugs first — the support queue is on fire. — You: Agreed. So export moves to next sprint, and I'll write the story today so it's ready.PM: اول باگ‌ها — صفِ پشتیبانی آتیشه. — تو: موافقم. پس خروجی می‌ره اسپرینتِ بعد، و امروز استوری‌ش رو می‌نویسم که آماده باشه.
Lead: Good call. Anything risky in the bug batch? — You: One — the SSO timeout. I'll timebox it to a day; if it eats more, we re-plan Wednesday.لید: تصمیمِ خوبی بود. توی دستهٔ باگ‌ها چیز پرریسکی هست؟ — تو: یه دونه — تایم‌اوتِ SSO. یه روز سقفش می‌ذارم؛ اگه بیشتر خورد، چهارشنبه بازپلنینگ می‌کنیم.

اشتباه‌های رایجِ فارسی‌زبان‌ها در همین درس

این بخش را با یک قرارداد بخوان: هر ❌ یعنی «مغزِ فارسی‌زبانت این را می‌سازد و طبیعی است»، و هر ✅ یعنی «این همان چیزی است که گیرندهٔ انگلیسی‌زبان می‌شنود». خطاها اثرِ مستقیمِ ترجمهٔ ذهنیِ فارسی به انگلیسی‌اند؛ با هر جفت بلند تکرار کن تا شکلِ درست در گوشت نشست کند.

❌ We will discuss about the scope in the planning.❌ فارسیِ «درباره‌اش بحث می‌کنیم» about را به فعل می‌چسباند؛ discuss فعلِ گذراست و مستقیم مفعول می‌گیرد — discuss about در جلسه، امضای تازه‌واردِ فارسی‌زبان است. talk about درست است، discuss about نه.
✅ We'll discuss the scope in planning.✅ شکل درست را دو بار بلند بگو؛ حالا یک بار در یک جملهٔ خودت.
❌ This story has five points.❌ فارسیِ «پنج امتیاز دارد» have می‌سازد؛ امتیاز در پوکرِ پلنینگ هویتِ استوری است نه ملکِ آن: it's a five. و فعلِ رسمیِ جلسه point است: we pointed it at five.
✅ We pointed this story at five — it's a five.✅ شکل درست را دو بار بلند بگو؛ حالا یک بار در یک جملهٔ خودت.
❌ I became volunteer for the SSO story.❌ «داوطلب شدم» فعلِ شدن دارد و مغز مستقیم became + volunteer می‌سازد؛ انگلیسیِ زنده volunteered برای خودش فعلِ کامل است. داوطلب‌شدن در انگلیسی یک‌کلمه‌ای اتفاق می‌افتد.
✅ I volunteered for the SSO story.✅ شکل درست را دو بار بلند بگو؛ حالا یک بار در یک جملهٔ خودت.

تمرین‌های این درس — چهار قدم، بی‌عجله

پلنینگ، پوکرِ واژه‌هاست؛ چهار تمرین را بلند اجرا کن — انگار جلسهٔ پلنینگِ فرداست — و بعد پاسخ‌ها را باز کن.

  1. جای خالی: «We pointed this story ___ five — it's a five.»
  2. اختلافِ پوکر را اعلام کن: «من ۳ دادم، او ۸.» — با قالبِ درس، گفتگوی دو‌دقیقه‌ای پیشنهاد بده.
  3. درجهٔ اطمینان را اعتراف کن: «حدسِ من پنج است — داده ندارم.» — با جفتِ gut یا data.
  4. ترجمه کن: «تایم‌اوتِ SSO را یک روز سقف می‌گذارم؛ اگر بیشتر خورد، چهارشنبه بازپلنینگ می‌کنیم.»

پاسخ تمرین‌ها — اول خودت جواب بده، بعد باز کن

پاسخ تمرین ۱
at — "We pointed this story at five — it's a five." point به at چسبیده است؛ و امتیاز با is می‌آید نه have: امتیازْ هویتِ استوری است، نه چیزی که در جیبش دارد.
پاسخ تمرین ۲
"We're a 3 and an 8 apart — let's talk for two minutes." عددِ اختلاف + پیشنهادِ زمان؛ نه اصرار بر عددِ خود، نه سکوتِ سرشکن.
پاسخ تمرین ۳
نمونه: "Ballpark five — but that's gut, not data. If we want data, I'd spike it for a day first." اعتراف به منبعِ حدس، در پلنینگ اعتبار می‌سازد؛ حدسِ خودنما، تخمینِ دروغ است.
پاسخ تمرین ۴
"I'll timebox the SSO timeout to a day — if it eats more, we re-plan on Wednesday." timebox + شرطِ بازپلنینگ؛ پذیرفتنِ ریسک با سقف، زبانِ پلنینگِ بالغ است.

چالشِ امروز

🎯 در پلنینگِ بعدی برای استوریِ مبهمْ سؤالِ «پرریسک‌ترینش کجاست؟» را بپرس و جواب را با یک تایم‌باکس ببند — یک سؤال، یک سقف، تمام.

نکات مکالمهٔ واقعی که کتاب‌ها کم می‌گویند

  • سوالِ کدوم-بَرَد — هر «اضافه» را با «کدوم برنده باشه؟» جواب بده — این سوال، تو را از فنیِ منفعل به شریکِ تصمیم تبدیل می‌کند.
  • رِیسک را با تایم‌باکس بپذیر — «I'll timebox it to a day» — پذیرفتنِ ریسک با سقف، زبانِ بلوغِ پلنینگ است.
  • استوریِ امروز برای اسپرینتِ فردا — استوری‌های نصفه‌کاره را همین امروز بنویس — پلنینگِ فردا، از استوریِ آماده شروع می‌شود نه از «یادم نیست».
🔑 جمع‌بندی این درس

نقشهٔ اسکرام: backlog→sprint→review→retro; کارها story/task، تخمین points، سرعت velocity، تحقیق spike، بزرگ epic. جمله‌های سه‌گانه: "I'll take…" / "This story is too big — split?" / "Adding means cutting." رترو با قالبِ three-layers: worked / to improve / experiment. و sprint هرگز ترجمه نمی‌شود.

پرسش‌های رایج

Kanban هم یاد بگیرم؟
Kanban سبکِ دیگرِ اژایل است: بدونِ sprint، با بردِ ستون‌دار (To do / In progress / Done) و حدِ کارِ هم‌زمان (WIP limit). اگر تیمت Kanban است، جمله‌ها ساده‌ترند: "This card is ready for review" · "Should we raise the WIP limit? Things are queuing." مفهومِ مشترک‌ها همان‌هاست — تخمین، تحویلِ کوچک، رترو — پس این درس برایت نصف‌کاره نمی‌ماند.
«Definition of Done» چیست و چرا همیشه می‌گویندش؟
چک‌لیسِتوافقِ تیم برای «تمام»: کد ریلویو شده، تست سبز، داکِ آپدیت، دپلوی روی staging. جمله‌های مربوطه: "This isn't done-done — it's not deployed." (تمامِِ واقعی نیست — دپلوی نشده) یا "Let's agree on a DoD for spikes." تعریفِ done، جنگِ سلطعِ «تقریباً تمام» است — و تیم‌ها هرچند وقت یک بار در رترو تازه‌اش می‌کنند.

انگلیسی را همین امروز در گوشی‌ات تمرین کن

واژه‌های این درس را هر جا که دیدی با منوی «ذخیره در آپ‌ورد» به فلش‌کارت‌هایت اضافه کن؛ الگوریتم مرور فاصله‌دار سرِ موعد یادآوری‌شان می‌کند، تلفظ‌شان را می‌شنوی و در مکالمهٔ هوش مصنوعی همان‌جا که لازم است استفاده‌شان می‌کنی.