اسکرام و اژایل؛ واژگانِ sprint، backlog و retrospective
اژایل، زبانِ مدیریتِ کارِ فنی است: کارها story و task میشوند، sprintها دو-هفتهایاند، تخمین story point دارد و جلسهها نامهای خاص: planning, review, retro. این درس نقشهٔ کامل را با جملههای روزِ sprint میدهد — از «بگیرم این استوری را؟» تا «در رترو، یک نکتهٔ خنده دارم:».
اژایل/اسکرام، دینِ رایجِ تیمهای نرمافزاری است — و مثل هر دینی، واژگانش را باید از روزِ اول درست بلد باشی وگرنه جلسات، به آیینِ ناشناخته میمانند. خبرِ خوب: مفهومها سادهاند و جملههایشان ثابت؛ خبرِ سخت: تفاوتِ «معنیِ درست» حیاتی است — مثلاً «spike» هیچ ربطی به سیخ ندارد!
این درس، فرهنگِ اسکرام را ترجمه نمیکند (آن کارِ درسِ دومِ اسکرام در تیم است) — واژه و جمله را میدهد تا در اولین planning، رأی و نظر بدهی نه فقط تماشا کنی.
واژهنامهٔ اسکرام؛ از backlog تا velocity
| واژه | معنی | جمله |
|---|---|---|
| backlog | انبارِ کارهای در انتظار | Let's groom the backlog before planning. |
| sprint | چرخهٔ کارِ ۱-۴ هفتهای | This sprint ends on Friday. |
| story / user story | یک واحدِ کارِ کاربر-محور | I'll pick up the login story. |
| story points | واحدِ تخمینِ سختی | It's a 5-pointer — mid complexity. |
| velocity | سرعتِ متوسطِ تیم در sprint | Our velocity is around 40 points. |
| scope creep | وسیعشدنِ بیضابطهٔ کار | Careful — that's scope creep. |
| spike | تحقیقِ کوچکِ زماندار | Let's do a one-day spike on the new queue. |
| epic | استوریِ بزرگِ چندپاره | Payments is an epic — we'll split it. |
| acceptance criteria | معیارهای پذیرش | The story meets the acceptance criteria. |
| carry-over | کارِ بهعقبافتاده از sprint قبل | Two carry-overs from last sprint. |
جملههای روزِ sprint: برداشتنِ کار: "I'll take the notifications story." · پیشنهادِ کوچککردن: "This story is too big — can we split it?" · اعلامِ خطرِ وقت: "I don't think this fits in the sprint — can it move to next?" و خطرِ اضافهکاری: "Adding this now means dropping something — what do we cut?" — جملهٔ آخر، مقدسترین جملهٔ اژایل سالم است.
جلسههای سهگانه؛ planning, review, retro
Planning (برنامهریزی): تخمین و برداشتنِ sprint. جملههای تو: "How many points is this, ballpark?" (بالاترین حدوده چقدره؟) · "I'm at capacity — anything more and quality drops." Review (نمایش): دموی کارِ تمامشده. جمله: "Today I'll demo the new checkout — two minutes, no slides." Retro (بازاندیشی): چه خوب بود/بد/بهتر؟ سه قالبِ محترمانه: "One thing that worked: the pairing sessions." · "One thing to improve: our standups are drifting into problem-solving." · "One experiment for next sprint: let's try async standup twice a week." — «worked / to improve / experiment»، سهلایهٔ رتروی بیاتهام.
کلماتی که فقط در اژایل زندگی میکنند
چهار اصطلاحِ قبیلهای که بیرونِ اسکرام معنا ندارند اما داخلش هر روز میآیند: grooming/refining the backlog (مرتبکردنِ انبار — شکستنِ استوریهای بزرگ و روشنکردنِ مبهمها), swarming (همه روی یک استوری سقوط میکنند تا تمام شود), blocker bash (جلسهٔ سریعِ رفعِ بلوکرها), و chicken and pig (تفکیکِ قدیمیِ «درگیر vs ذینفع» — امروزه کمتر گفته میشود ولی در رتروهای قدیمی میشنوی). و امانتِ ترجمه: sprint را ترجمه نکن — «اسپرینت» بگو؛ این واژهها در فارسیِ فنی هم همینطور زندهاند.
گرامرِ عمیقتر: رجیسترِ تخمین و پرسشِ planning
پلنینگ، زبانِ پرسشِ کارشکن است: How big is this, ballpark? (بالایِ سرِحرفِ چند؟), What's the riskiest part? (پرریسکترینش کجاست؟), What's our confidence — gut or data? (اطمینانمون چقدره — حدسه یا داده؟). برای تخمینِ جمعی: Let's play planning poker (پوکرِ پلنینگ بازی کنیم) و اختلاف: "We're a 3 and an 8 apart — let's talk for two minutes." و پذیرشِ استوری: "Definition of done — tests, docs, deployed to staging" — جملهٔ پذیرش، قراردادِ ریزِ هر اسپرینت است.
گفتگو: پلنینگ و سوالِ اسکوپ
اشتباههای رایجِ فارسیزبانها در همین درس
این بخش را با یک قرارداد بخوان: هر ❌ یعنی «مغزِ فارسیزبانت این را میسازد و طبیعی است»، و هر ✅ یعنی «این همان چیزی است که گیرندهٔ انگلیسیزبان میشنود». خطاها اثرِ مستقیمِ ترجمهٔ ذهنیِ فارسی به انگلیسیاند؛ با هر جفت بلند تکرار کن تا شکلِ درست در گوشت نشست کند.
تمرینهای این درس — چهار قدم، بیعجله
پلنینگ، پوکرِ واژههاست؛ چهار تمرین را بلند اجرا کن — انگار جلسهٔ پلنینگِ فرداست — و بعد پاسخها را باز کن.
- جای خالی: «We pointed this story ___ five — it's a five.»
- اختلافِ پوکر را اعلام کن: «من ۳ دادم، او ۸.» — با قالبِ درس، گفتگوی دودقیقهای پیشنهاد بده.
- درجهٔ اطمینان را اعتراف کن: «حدسِ من پنج است — داده ندارم.» — با جفتِ gut یا data.
- ترجمه کن: «تایماوتِ SSO را یک روز سقف میگذارم؛ اگر بیشتر خورد، چهارشنبه بازپلنینگ میکنیم.»
پاسخ تمرینها — اول خودت جواب بده، بعد باز کن
پاسخ تمرین ۱
پاسخ تمرین ۲
پاسخ تمرین ۳
پاسخ تمرین ۴
چالشِ امروز
🎯 در پلنینگِ بعدی برای استوریِ مبهمْ سؤالِ «پرریسکترینش کجاست؟» را بپرس و جواب را با یک تایمباکس ببند — یک سؤال، یک سقف، تمام.
نکات مکالمهٔ واقعی که کتابها کم میگویند
- سوالِ کدوم-بَرَد — هر «اضافه» را با «کدوم برنده باشه؟» جواب بده — این سوال، تو را از فنیِ منفعل به شریکِ تصمیم تبدیل میکند.
- رِیسک را با تایمباکس بپذیر — «I'll timebox it to a day» — پذیرفتنِ ریسک با سقف، زبانِ بلوغِ پلنینگ است.
- استوریِ امروز برای اسپرینتِ فردا — استوریهای نصفهکاره را همین امروز بنویس — پلنینگِ فردا، از استوریِ آماده شروع میشود نه از «یادم نیست».
نقشهٔ اسکرام: backlog→sprint→review→retro; کارها story/task، تخمین points، سرعت velocity، تحقیق spike، بزرگ epic. جملههای سهگانه: "I'll take…" / "This story is too big — split?" / "Adding means cutting." رترو با قالبِ three-layers: worked / to improve / experiment. و sprint هرگز ترجمه نمیشود.